شبهات راجع به تجرد روح

0

خدمت استاد معزز جناب دکتر فنایی(حفظه الله تعالی) سلام علیکم

برخی از متکلمین در رد تجرد برخی مخلوقات(مانند روح و ملائکه و..) استدلالات منقول و معقولی می آورند از جمله:

1-استناد به روایتی از امام جواد(ع) که می فرمایند:

إن ما سوي الواحد متجزّيء، والله‏ واحد أحد لا متجزّيء ولا متوهم بالقلة والكثرة، وكل متجزّيء أو متوهم بالقلة والكثرة فهو مخلوق دال علي خالق له.(توحید 193/بحار 4/53)

متجزی بودن تمام مخلوقات به معنای رد بساطت و تجرد ارواح و ملائک و...نیست؟

2-امام صادق(ع) می فرمایند:والروح‌ جسم‌ رقیق‌ قد البس‌ قالبا کثیفاً(بحار185/10)

3-استدلال ظاهرا عقلی که می آورند این است:

می گویند یقینا روح نیز مخلوق خداوند است و مبرهن است که روح نبود و خداوند آن را خلق کرد.

اگر چیزی نبود و خداوند آنرا خلق کرد یعنی ابتدای وجودی دارد.

هرچه ابتدا داشته باشد پس زمانی است(مجرد از زمان نیست)

زمان انتزاعی از حرکت است.

هرچه حرکت دارد به طریق اولی مکان دارد و مجرد از مکان نیست.

هرچه مکان دارد پس طول و عرض و عمق هم دارد.

طول و عرض و عمق=جسمانی بودن.البته جسم رقیق.

لطف بفرمایید این شبهات را پاسخ دهید و نقائص این استدلال را ذکر کنید متشکر می شوم.

       
  •  
    پاسخ توسط مدیر روز چهارشنبه, آگوست 21 2013, 11:24 AM · پنهان کردن · #1
    جناب آقای نمازی حفظه الله تعالی

    با سلام و سپاس، فعلا به ذکر چند نکته به عنوان پاسخ اجمالی بسنده می شود تا اگر انشاء الله مجالی پیش آمد با تفصیل بیشتر مباحثه خواهیم کرد.

    1. نکته اول این است که اعتقاد به تجرد یا مادی بودن ملائکه جزء باورهای الزامی اعتقادی نیست. یعنی شرط مسلمان بودن این نیست که به یکی از دو طرف این قضیه اعتقاد داشته باشیم. آنچه مهم است اصل اعتقاد به وجود این موجودات است. اما کیفیت وجود آنها بحثی نظری است که در حلقه های کلامی و فلسفی طرح می شود.

    2. در مباحث عقلی اگر مدعایی مبتنی بر برهان تام عقلی باشد، با دلیل نقلی رد نمی شود. در اینگونه موارد اگر سند دلیل نقلی معتبر باشد بگونه ای تفسیر یا تأویل می شود که ناسازگار بادلیل عقلی نباشد. مثلا دراینجا فلاسفه از انواع ترکیب بحث می کنند و می گویند مجردات تام گرچه جزء مقداری ندارند، اما از گونه های دیگر ترکیب همچون ترکیب از ماهیت و وجود و ترکیب از وجدان و فقدان مصون نیستند.

    3. برخی از فلاسفه نیز در مجردات غیر تام یا مجردات مثالی نوعی جسمیت قائل هستند، گرچه آنها را مادی نمی دانند و این با روایات ذکر شده سازگار است.

    4. دربارۀ استدلال عقلی یاد شده می توان گفت کبرای آن که می گوید "هرچه ابتدا داشته باشد پس زمانی است" محل بحث است. آنچه مخلوق بودن اقتضا دارد این است که شی مسبوق به عدم باشد، نه اینکه ابتدای زمانی داشته باشد. همانطور که در استدلال یاد شده آمده است، زمان انتزاعی از حرکت است و حرکت وقتی است که جسمی باشد. اگر مخلوقی جسم نباشد زمان هم نخواهد داشت و ابتدای زمانی هم برای آن متصور نیست.

    با ارزوی توفیق برای شما
پاسخ شما
برای ثبت کامنت باید ابتدا وارد شوید.

استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است

طراحي: ايرنا هاست