المجاز قنطره الحقيقه؟!‎

zinaeb2050@gmail.com (مهمان) روز جمعه, آگوست 08 2014, 08:13 PM
0

سلام عليكم،آقاي دكتر خسته نباشيد، مدت كوتاهي است كه باسايت بسيار مفيد وعالي شما آشنا شدم،وازمطالب عرفاني بسيار خوب آن استفاده مي كنم،حال يك سوال از محضر استاد گرامي دارم، اگر سالكي، يك استاد متقي وباايمان كامل وموحد به تمام معنا پيدا كند ومدتي در جلسات آن شركت كند وارتباط روحي بسيار قوي با او برقرار شود،وبعد در يك تماس تلفني شاگرد از استاد مي پرسد كه آيا من سالك شده‌ام يا خير؟استاد پاسخ مي دهد:كه شما اعمال عبادي ومستحبات را به مقدار قابل توجهي انجام مي دهي،اينها خوب است اما كافي نيست،لازم است،براي تسريع در سير وسلوك بايد با او(استاد)ادغام واتصال برقرار شود،وچون مجرد هستي، با يك صيغه محرميت مي شوداين رابطه را برقرار كرد. وتاكيد مي كرد كه المجاز قنطره الحقيقه يعني اين اتصال وارتباط جسمي پلي است براي رسيد به آن اتصال ورابطه عشق حقيقي الهي است، تا لذت اين رابطه جسمي را درك نكرده باشي نمي تواني دركي از رابطه عاشقانه با خدا داشته باشي، ودر ضمن به اين صورت مي تواني از استاد عبور كني وگرنه متوقف مي شوي وبه مرحله بالاتر راه پيدا نمي كني،وگفت: سير وسلوك يعني دست كشيدن از عادتها، ما نبايد اسير عادتهايمان شويم، واينكه يك عمر مجرد زندگي كردي براي همين نمي تواني اين عادت را بشكني وبه كاري دست بزني كه تا به حال به آن عادت نداشتي،وهمچنين سالك بايد همه چيزش را در را دوست(خدا)ازدست بدهد يعني همه چيزش وهيچ قيدي ندارد؛ با اين از دست دادنها موانع سر راه سير وسلوكش برداشته مي شود (البته منظورش اين بود كه باتوجه به بالا بودن سنم، بكارتم يك مانع سر راه سير وسلوكم شده است) ،بايد هرچه سريعتر به دفتر كارم بيايي وآنهم با آعوش باز و پذيراي آنچه كه خداوند براي تو خواسته است، باشي، ونبايد هيچ شرطي هم يگذاري.وآنچه كه در اختيار داري(بكارت)در راه دوست فداكني. ببخشيد،چون صحيح نيست، نام استاد را نمي برم،اما واقعا اوعرفان اهل بيت (ع)را تدريس مي كند،اما نمي دانم چرا دراين خصوص اين صحبت را كردند! البته سالك مورد نظر زير بار اين رابطه نرفت وديگردر جلسات آن استاد هم حاضر نمي شود. سؤالم اين است كه آيا اين سالك متوقف شد؟آيا خانمي كه ازدواج نكرده است راه سير وسلوك عرفاني و طريق براي رسيدن به قله توحيد، به روي او بسته شده است؟آيا بكارت يك خانم كه به سن يائسگي رسيده است يك مانعي است سر راه سير وسلوك اوست؟ ببخشيد خيلي پر حرفي كردم، خواهش مي كنم پاسخم را بدهيد، ممنون ومتشكرم. خداخيرتان بدهد.

       
  •  
    پاسخ توسط مدیر روز جمعه, اکتبر 02 2015, 10:53 AM · پنهان کردن · #1
    سلام علیکم
    متاسفانه به دلیل سادگی و ضعف تفکر و شناخت در افراد، بازار فریب و دغل همیشه پر مشتری است. جای تأسف است که با این همه هشدار که بزرگان برای مصون بودن از شید شیادان و کیدهای رنگارنگ فریبکاران داده اند، هنوز انسان با این پدیده های زشت روبرو می شود. تدریس عرفان اهل بیت و هیچ تدریسی نمی تواند ملاک عارف بودن شخص باشد. کسی ممکن است مدرّس برجسته عرفان باشد اما بویی از عرفان نبرده باشد و از عرفان به عنوان ابزاری برای شهواتش استفاده کند. در کتاب شاخصه های عرفان شیعی بطور مبسوط توضیح داده ام که بین علم عرفان و حقیقت عرفان تفاوت هست. عارف کسی است که براثر بندگی خدا و اطاعت او تحول وجودی یافته است. اما علم عرفان با خواندن کتاب ها و شرکت در درس ها بدست می آید و هیچ بستگی به طهارت و تقوا ندارد. یک فرد فاسد و حتی ملحد هم می تواند علم عرفان را بیاموزد و سخنان زیبای عرفانی بگوید و حتی به دیگران تعلیم سیر و سلوک بدهد. این فنون انسان را عارف نمی کند. آنچه انسان را عارف می کند پا گذاشتن بر روی هوای نفس است که این را باید در عمل دید، نه در سخنان زیبا. بسیاری از این گونه محافل چیزی جز دکان برای متاع دنیا و راهی برای ارضای هواهای نفسانی نیست. بسیاری از مدعیان، فریبکاران حرفه ای هستند.

    از هزاران یک نفر اهل دل است مابقی تندیسی از آب و گل است

    از هزاران صد یکی زین صوفی‌اند مابقی در دولت او می زیند

    برعکس آنچه نقل کردید، آنچه مانع سیر و سلوک است، هوای نفس و غوطه ورشدن در شهوات است، نه طهارت و پاکی انسان. و آنچه انسان را به خدا نزدیک می کند، ترک هوس ها و عادت های خلاف شرع است، نه هر عادتی. شما اگر عادت به مطالعه، به ورزش، سحرخیزی و کار خیر داشته باشید، این عادت بسیار عالی است و هرکس بگوید این عادت های خوب را باید ترک کنی تا واصل شوی، یا شیاد است یا احمق. خوشبختانه دین ما تکلیف ما را در همه جا روشن کرده است. گاهی عادت به معنای تکرار بدون توجه یک عمل است، مثل نماز خواندن از روی عادت که در روایات مذموم است. یعنی نماز را باید با توجه خواند، نه اینکه به بهانه ترک عادت، نماز خواندن را ترک کنیم. در مورد افراد مجرد دین توصیه به ازدواج می کند، البته ازدواج واجب نیست اما مستحب موکد است. دین تأهل را بر تجرد ترجیح می دهد، نه ابزار شهوترانی دیگران قرار گرفتن را. بدترین سوء استفاده از دین و معنویت و عرفان این است که انسان آن را وسیله و ابزار ارضای شهواتش قرار دهد. از مقدسات برای شهوات استفاده کردن اوج پستی است. آن استاد اگر راست می گوید آن خانم را به عقد یک مرد مجردی در آورد تا با تشکیل یک خانواده دینی این امر مقدس الهی را عمل کرده باشد، نه با ادغام کردن و متصل کردن به خودش.

    عرفان حقیقی درچارچوب دین است. هر دستور العمل عرفانی که برگرفته از دین نباشد شیطانی است و آن عرفان عرفان کاذب است. باید تاکید کرد که عرفان تشکیلاتی امر خطرناکی است که باید از آن حذر کرد. باید از همه بویژه بانوان خواهش کرد که به سمت این گونه به اصطلاح عرفان ها نروند، تحت هر نامی که باشد.

    چون بسی ابلیس آدم روی هست پس به هر دستی نشاید داد دست

    اگر انسان استادی مثل آیت الله بهاء الدینی یا آیت الله بهجت (قدس سرهم) یا آیت الله حسن زاده (حفظه الله) یافت خوب است در محضر او کسب فیض کند. در غیر اینصورت از خیر عرفان و استاد عرفان باید گذشت و در چارچوب تعالیم مسلّم دینی باید رفتار کرد. آیا این بزرگان و امثال آنها شاگردان را به ادغام جنسی در خود دعوت می کردند؟ بهترین کتاب عرفان، قرآن است و بعد از آن نهج البلاغه و صحیفه سجادیه و دعاهایی که در مفاتیح آمده است. آیا در این منابع مقدس راه نیل به خدا را ادغام جنسی در استاد دانسته اند؟ آیا در هیچ کتاب عرفانی چنین مزخرفاتی آمده است؟ بله، اشو که بنیان گذار یکی از فرقه های انحرافی و عرفان کاذب است راه عرفان را سکس می داند، اما حتی او هرگز بحث تقرب به خدا را از این طریق مطرح نمی کند. این مطلب ظاهرا کشف جدیدی است که انبیا و اولیا و عرفا از آن خبرنداشته اند.!!! آری در راه دوست باید از همه تعلقات گذشت، اما نه در راه هوس دیگران. عرفان حقیقی بندگی خدا و خدمت به بندگان خدا است و راه آن هم روشن است. اللهم احفظنا من فتن آخر الزمان
پاسخ شما
برای ثبت کامنت باید ابتدا وارد شوید.

استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است

طراحي: ايرنا هاست