زبان و گویش اشکوری

زبان مردم اشکور گویشی از گیلکی است که با گویش رایج در جلگه به ویژه منطقۀ رشت متفاوت است. بعضی‌ها این گویش را "گالشی" نام داده‌اند که عنوان نامناسبی است. خود مردم اشکور اساساً با چنین تعبیری آشنا نیستند و اگر به آن ها گفته شود زبان شما گالشی است تعجب مي‌کنند. این تعبیر نه جامع است، نه مانع و نه مناسب. گالش برگرفته از گاولش به معنای گاوبان و دامدار است و گفته مي‌شود که ریشه در زبان سانسکریت دارد.

معانی دیگری هم برای این واژه ذکرکرده‌اند. درست است که در اشکور نیز دامداری رایج بوده است، اما اولاً دامداری در بسیاری از جاهای ایران و دنیا رایج است، پس باید زبان‌های مختلف همۀ دامداران را گالشی یا چوپانی نامید، در حالیکه این سخن مبتذل است. ثانیاً همۀ مردم اشکور دامدار نبوده و نیستند. باید با تأکید یادآور شد که دامداری یا گالشی شغلی افتخارآمیز و پیشۀ انبیای الهی بوده است. اما این تعبیر در بین بسیاری حالت تحقیر و توهین پیدا کرده است و گاهی این مضمون را اراده مي‌کنند که گالش یعنی کسی که دور از مدنیت و سواد و فرهنگ است.  این از الفبای آداب اجتماعی است که هنگامی که دربارۀ قومی یا گروهی سخن مي‌گوییم نباید تعبیری را بکار گیریم که از آن بوی بي‌احترامی و تحقیر احساس شود. البته اکثر کسانی که این واژه را به¬کار مي‌گیرند به¬ویژه محققانی که در این زمینه تحقیق مي‌کنند هرگز از آن معنا یا آهنگ توهین آمیز قصد ندارند و به ذهنشان چنین چیزی خطور نمي‌کند، اما دیگرانی هستند که کم هم نیستند، چنین برداشتی دارند و دستکم خود اشکوری‌ها این تعبیر را نمي‌پسندند. همۀ اشکوری‌ها زبانشان را گویشی از گیلکی مي‌دانند که با گویش رشتی متفاوت است. به علاوه این زبان اختصاصی به مناطق کوهستانی اشکور ندارد، بلکه قسمتی از جلگه از رحیم آباد و کلاچای و رودسر و حومه‌اش به همین زبان و لهجه سخن مي‌گویند. به جای گویش گالشی بهتر است آن را زبان یا گویش “اشکوری" گفت که درست و رسا است. در برخی از منابع از جمله دائرة المعارف ایرانیکا آن را گویش "دیلمی" گفته‌اند که آن هم مناسب است.  فرهنگ و زبان منطقۀ دیلمان امروز با اشکور یک فرهنگ و گویش است و پیوند‌ها و یگانگی آن¬ها پوشیده نیست.  اشکوری‌ها همواره از دیلمی‌ها بوده‌اند. بسیاری از مشاهیر منطقه لقب دیلمی و اشکوری را با هم داشتند، مثل قطب الدین دیلمی اشکوری. اشکوری/دیلمی امروز شاخه‌اي از گیلکی است، هرچند دیلم گذشته بسیار وسیعتر از گیلان بود. زبان گیلکی شاخه‌اي از پهلوي اشکاني و از زبان‌های کاسپین است. به گفتۀ زبان شناسان در گویش اشکوری/دیلمی واژه‌های بسیاری از مادی و پهلوی دست نخورده باقی مانده است.  البته ناگفته پیداست که هر زبان و گویشی از تنوع درونی برخوردار است. گاهی از یک روستا به روستای دیگر تفاوت‌هایی در گویش دیده مي‌شود. در اشکور و دیلمان نیز این امر صادق است. در گویش نقاط مختلف اشکور و جلگۀ حومۀ رودسر تفاوت‌های جزئی دیده مي‌شود. این تفاوت‌ها گاهی در بعضی از کلمات و واژه‌ها است و گاهی در آهنگ و تلفظ کلمات. گویش منطقۀ بالا اشکور که از نظر تقسیمات کشوری جزئی از مازندارن است هم اشکوری است، اما قدری به گویش مازندرانی نزدیک مي‌شود. وقتی به سمت غرب گیلان مي‌رویم اندکی تفاوت در گویش پیش مي‌آید؛ همچنین وقتی به سمت جنوب یعنی رودبار الموت مي‌رویم این گویش قدری تفاوت پیدا مي‌کند، گرچه نزدیکی و شباهت بسیار غلبه دارد و مفاهمه به آسانی صورت مي‌گیرد. به طور کلی زبان گیلکی، که از نظر زبان‌شناسی از شاخۀ شمال غربی زبان‌های ایرانی است، به سه گونة کلی تقسیم مي‌شود:

1. گونة گیلکی بیه پس که رشت و شهرهای پیرامون آن مثل فومن, صومعه سرا، خمام، بندر انزلی و شفت به آن سخن مي‌گویند،

2. گیلکی شرق گیلان از کوچصفهان تا رودسر معروف به گیلکی بیه پیش،

3. گیلکی اشکوری/دیلمی رایج در نواحی کوهستانی شرق گیلان تا غرب مازندران از دیلمان تا اشکور.

 

استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است

طراحي: ايرنا هاست