اشکور را دریابیم

                          بنام آن که هستی نام از او یافت                       

                                در چند مناسبت یادداشت هایی دربارۀ اولویت های خدمت رسانی به اشکور در فضای مجازی مطرح کردم که اینک اهم آن ها را در اینجا می آورم تا از یادها نرود و پی گیری شود انشاء الله. 

در مسیر تحول اشکور 

در تاریخ 15 اردیبشهت 1396 نشستی در قم با شرکت جمعی از فرهیختگان دلسوز اشکور تشکیل شد که در آن برای تحول و توسعۀ اشکور مباحث و گفتگوهای مهم و مفیدی مطرح شد و تصمیم هایی در این باره اتخاذ گردید و اساس شکل گیری تشکلی کارآمد پی ریزی شد. آنچه در پی می آید بازنویسی خلاصه ای از بحثی است که اینجانب در آن جلسه طرح کردم.

 اشکور کجاست؟

اشکور منطقۀ کوهستانی وسیعی است در امتداد رشته کوه البرز که در شرق گیلان و غرب مازندران و شمال قزوین واقع شده است. قسمت اعظم اشکور در جنوب شهرستان رودسر و بخش رحیم آباد قرار دارد؛ اما منطقۀ تاریخی اشکور بسیار وسیع‌تر از این منطقه است. اشکور در جنوب شهرستان رامسر و غرب شهرستان تنکابن و جنوب شرقی شهرستان‌های املش و لنگرود و لاهیجان قرار دارد. این منطقۀ وسیع از ییلاقات املش تا ییلاقات رودسر و چابکسر و رامسر و تنکابن را دربر دارد و شامل صدها روستا و آبادی است.

 

محرومیت و استعداد

اشکور به علل گوناگون، از جمله دور افتادگی، صعب العبور بودن و طبیعت کوهستانی آن، و ستم های تاریخی از سوی حکام و خوانین، در طول تاریخ از انواع محرومیت ها رنج برده است. این منطقه تا چند دهه گذشته از همۀ امکانات عصر جدید محروم بوده و فاقد جاده و برق و امکانات آموزشی و بهداشتی و دیگر زیر ساخت های زندگی بوده است. دشوارتر از این محرومیت ها، ستم و بیداد خوانین و حکام بود که روز روشن زندگی این مردم را به شام تیره و ظلمانی بدل کرده بود. امروزه البته روزگار متحول شده و به لطف الاهی و به برکت انقلاب اسلامی وضعیت بسیار متفات شده است، اما همچنان کاستی ها و محرومیت های بسیاری باقی است که لازم است فرزندان این مرز و بوم در جهت رفع آنها آستین همت را بالا بزنند.

در کنار کاستی ها و محرومیت های یادشده، وجه امید بخش قضیه این است که این سرزمین از استعدادهای درخشانی برای تحول و پیشرفت برخوردار است: استعداد طبیعی، تاریخی، و نیروی انسانی مستعد و کارآمد. جغرافیای این منطقه که متشکل از کوه ها، رودها، چشمه ها، جنگلها، مراتع،  مزارع، و باغستان ها است، سرشار از زیبایی و شکوه است و سرمایه ای است عظیم و بی بدیل که بابت آن باید خداوند را شاکر بود. 

اشکور از نخستین مناطقی است که تشیع در آن نضج گرفت و از آنجا به بسیاری دیگر از نقاط گسترش یافت.وجود بقاع متبرکه در نقاط مختلف این منطقه نشان از توجه اهل بیت پیامبر (ص) به این منطقه دارد. این سرزمین به رغم اینکه همواره تحت فشار و ستم بوده و در محرومیت به سر برده، خاستگاه ظهور بزرگان علم و ادب در حوزه های مختلف بوده است. از گذشته های دور از این سرزمین فقها و حکما و دانشمندان بزرگی سربرآورده اند، که از مفاخر ایران، اسلام و تشیع بشمار می روند.

نسل تحصیل کردۀ جدید اشکور که در میان آنان نخبه های علمی، فنی، هنری، و ورزشی بسیاری وجود دارد، سرمایۀ ارزشمند دیگر این منطقه به شمار می رود، نسلی که مقاوم مثل صخره های اشکور، بلند همت مثل ستیغ قله های اشکور، زاینده و خروشان و خلاق مثل چشمه سارها و رودهای اشکور، پاک و لطیف و شفاف هچون هوای اشکور، سبز و بالنده و پر ثمر همچون جنگلها و کشتزارها و مراتع و بوستان ها و گلستان های اشکور است. مردم اشکور در طول تاریخ به هوشمندی و سختکوشی و جنگاوری شهره بوده اند و در تحولات تاریخی منطقه همواره تأثیر گذار بوده اند.

این نیروی توانمند با تکیه بر آن پشتوانه های طبیعی و تاریخی و معنوی و فرهنگی اگر مدیریت و سازمان دهی مناسبی داشته باشد می تواند منشأ تحولات مبارک و درخشانی نه تنها در اشکور، بلکه در سطح استان گیلان و حتی در سطح ملی در کشور عزیزمان گردد.  

 

گام هایی که باید برداشته شود:

برای حرکت به سوی آرمان یاد شده برداشتن گام های زیر ضروری است:

گام نخست: نخستین گام خودیابی، خودآگاهی و خودشناسی است.  شناخت استعدادها و نیازها، برنامه ریزی، ایجاد تشکل، مدیریت و سازماندهی علمی (کار نرم افزاری) است. خوشبختانه چندی است که این خودآگاهی و اهتمام به حرکت در میان تحصیلکردگان این منطقه به نحو امیدبخشی ظهور کرده و در فضای مجازی و شکل گیری کانون های مختلف و  نشست های گوناگونی که در این زمینه برگزار شده خود را نشان داده است. این جنبش و نهضت در این سطح و ابعاد در تاریخ اشکور بی سابقه است به طوری که می توان آن را نقطۀ عطفی در تاریخ اشکور به شمار آورد. 

این حرکت ویژگی هایی دارد که موفقیت آن را بشارت می دهد. اولا حرکتی جمعی و متشکل است، نه فردی و پراکنده، ثانیا عالمانه و مبتنی بر تفکر، مطالعه و پژوهش است، نه شعاری و احساسی، ثالثا نظام مند و برنامه ریزی شده است، رابعا داوطلبانه و عاشقانه و بدون انگیزه های  سودجویانه است. همۀ این عناصر که نیازمند به تحکیم و تقویت است، نوید بخش آغاز شکل گیری جریانی موفق در توسعه و تحول اشکور است: توسعه ای برمبنای تفکر، علم، تجربه و معنویت. از این رو هر گامی در این راه باید با مطالعه همه جانبه برداشته شود، نه براساس منفعت طلبی و سودجویی شخصی و خام اندیشی.

 

گام دوم: پس از اندیشه و برنامه ریزی نوبت عمل است. گامی که در این مرحله باید برداشت کوشش برای حفظ مواهبی است که داریم. ما در عصر از دست دادن و تخریب و نابودی مواهب و منابع طبیعت زندگی می کنیم. محیط زیست ما، جنگلها، مراتع، آب ها، گیاهان و جانوران در معرض تخریب هستند، چنانکه مواریث تاریخی و فرهنگی، معنویت، ارزش ها، زبان آداب و رسوم در معرض تهدید هستند. مهمترین رسالت نهضت خدمت رسانی حفظ این داشته هاست، قبل از اینکه به دنبال به دست آوردن چیز جدیدی باشیم. قبل از هر چیزی با حرکتی جمعی باید با عوامل تهدید کننده وتخریب کننده داشته های طبیعی و تاریخی و فرهنگی مقابله کنیم و در برابر آثار مخرب زندگی صنعتی مدرن، سلامت و اصالت منطقه را حفظ کنیم و در مقابل طرح هایی که مخرب محیط زیست طبیعی و فرهنگی و معنوی ما هستند ایستادگی کنیم. 

از این جهت است که در طرح بحث گردش گری نباید عجله کنیم، چرا که متأسفانه گردشگری در کشور ما همراه است با تخریب محیط زیست، تخریب فرهنگ و به مخاطره افتاده امنیت و آرامش. در مناطق مشابه با اشکور دیده ایم که چه اتفاقاتی رخ داده است. از این تجربه باید درس بگیریم و راه های نادرست دیگران را طی نکنیم. به محض اینکه منطقه ای گردش پذیر می شود زمین خواری و جنگل خواری سودجویان شروع می شود و پشتشان هم چنان گرم است که بدون هیچ نگرانی و با آرامش خاطر منابع طبیعی را به یغما می برند و یک شبه در جای یک جنگل انبوه یک مجمتع ویلایی و هتل و رستوران و غیره ساخته می شود. گردشگری و صنعت اگر بدون مطالعه دقیق و همه جانبه علمی باشد و صرفا به انگیزه سودجویی شکل گیرد، ویرانگر است و ضررش بسی بیش از نفعش است. 

 

گام سوم اقدام های عملی ایجابی است. پس از مطالعه و بررسی همه جانبه و طراحی نقشه راه کلان، نوبت به برداشتن گام های عملی اجرایی برای رفع کاستی ها و اقدامات عمرانی می رسد. در این زمینه توجه به اولویت ها اهمیت دارد: 

1. فعالیت های زیرساختی و فراهم کردن امکانات اولیه عمرانی، مانند جاده، بهداشت، زیرساخت های مخابراتی و آبرسانی؛   

 2. فعالیت های فرهنگی مانند سواد آموزی، رسیدگی به مدارس و آموزش عمومی؛ 

3. اولویت توجه به کشاورزی، باغداری، دامداری، زنبورداری با درنظر گرفتن استعداد منطقه؛ 

4. مدیریت و سامان دهی فروش و فراوری محصولات و ایجاد صنایع مرتبط با کشاورزی منطقه، به ویژه دو محصول ارزشمند فندق و گل گاو زبان که اشکور قطب تولید آنها است.

 

لزوم تشکیل شورای علمی و تهیه طرح جامع پیشرفت اشکور

پیشرفت و توسعه سالم و موفق باید براساس طرح مطالعه شده جامع باشد. این طرح باید براساس مطالعه علمی باشد و ملاحظات دینی و معنوی، فرهنگی، زیست محیطی، بهداشتی، امنیتی و درنظرگرفتن منافع ملی در آن با دقت و اهتمام و جدیت رعایت شده باشد. در بسیاری از مناطق کارهایی که انجام گرفته نه براساس مطالعه جامع علمی، بلکه براساس تصمیم گیری های مقطعی، عامیانه و سودجویانه و بدون ملاحظات یادشده بوده است. برای این منظور پیشنهاد می شود یک شورای علمی متشکل از متخصصان رشته های مختلف (علوم طبیعی، فنی، انسانی، دینی) از میان نخبه های اشکور تشکیل شود که این طرح جامع را تهیه کنند و در مرحله اجرا بر آن نظارت داشته باشند. البته این طرح درچارچوب قوانین و ذیل اسناد بالادستی نظام و در راستای اهداف نظام مقدس اسلامی و هدایت های رهبر فرزانه انقلاب بویژه در ترسیم الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت شکل می گیرد و این شورا به عنوان پشتوانۀ علمی و مشورتی دوایر دولتی در شهرستان و استان عمل می کند و با آنها در جهت خدمات رسانی و عمران منطقه همکاری و همراهی می کند. اگر این طرح عملی شود اشکور می تواند به عنوان الگویی برای توسعه و تحول سایر مناطق شناخته شود.

روز هجران و شب فرقت يار آخر شد     زدم اين فال و گذشت اختر و کار آخر شد

آن همه ناز و تنعم که خزان مي فرمود    عاقبت در قدم باد بهار آخر شد

شکر ايزد که به اقبال کله گوشه گل       نخوت باد دي و شوکت خار آخر شد

صبح اميد که بد معتکف پرده غيب        گو برون آي که کار شب تار آخر شد

آن پريشاني شب هاي دراز و غم دل      همه در سايه گيسوي نگار آخر شد

باورم نيست ز بدعهدي ايام هنوز          قصه غصه که در دولت يار آخر شد

ساقيا لطف نمودي قدحت پرمي باد       که به تدبير تو تشويش خمار آخر شد

در شمار ار چه نياورد کسي حافظ را      شکر کان محنت بي حد و شمار آخر شد

@dr_fanaei

www.fanaei.ir

درباره بحث گردشگری قدری تأمل کنیم

بسیاری از مواقع وقتی سخن از توسعه اشکور به میان می¬آید، عزیزانی بحث گردش¬گری را به عنوان یکی از عوامل و علائم آن مطرح می¬کنند، بطوری که گویی با معرفی جاذبه¬های اشکور و ورود گردش¬گران به آن منطقه، وضعیت توسعه اشکور و زندگی مردم آنجا ارتقا پیدا می¬کند. پیام این نوشتار دعوت به تأمل و دوری از شتاب¬زدگی در این قضیه است. متاسفانه مفهوم گردش-گری در کشور ما درست طرح نشده است. گردش¬گری هنگامی قابل طرح است که زیرساخت-های لازم برای آن فراهم شده باشد و ثانیا فرهنگ گردش¬گری برسمیت شناخته شده باشد. در غیر این صورت گردشگری نتیجه¬ای جز خسارت ندارد. در وضعیت کنونی طرح بحث گردش-گری برای منطقۀ اشکور نه تنها خیری به دنبال ندارد، بلکه سراسر زیان است. با کدام جاده، با کدام اقامت گاه، با کدام امکانات، با کدام نظارت و کنترل و ... باید پذیرای گردش¬گر باشیم؟ آیا جاده¬های روستاهای اشکور ظرفیت سرریز خیل عظیم گردش¬گر را در ایام تعطیلات دارد؟ خلاصه کنم: رواج گردش¬گری در اشکور در وضعیت فعلی دستکم سه بلیه و تهدید را به همراه دارد: تخریب محیط زیست، تخریب فرهنگ بومی، و به مخاطره انداختن امنیت و آرامش منطقه. چون فرهنگ گردش¬گری سالم در کشور ما نهادینه نشده است، رهاورد آن چیزی جز ویرانی طبیعت، بر جاماندن زباله، شکار و نابودی حیوانات و پرندگان، ناامن شدن جاده¬ها، رواج ولنگواری و تضعیف ارزش¬ها و اصالت¬ها نیست. نگاهی به مناطق مشابه اشکور که مبتلا به بلای گردشگرزدگی شده¬اند درستی مدعا را به روشنی نشان خواهد داد. در یادداشت دیگری پیشنهادی برای طرح گردشگری سالم در اشکور را خدمت عزیزان طرح خوام کرد. 

 

جادۀ استاندارد شرط ضروری برای هرگونه توسعه

سرزمین محبوب ما اشکور از محرومیت های بسیاری رنج می¬برد و کارهای بسیاری برای آبادانی آن لازم است. نیازهای اشکور محدود به امور عمرانی به معنای خاص آن نیست، اما بی شک نیازهای عمرانی هم یک بخش از این نیاز هاست. از نوشته ها و اظهارات عزیزان روشن است که همگان اتفاق نظر دارند که یکی از زیربنایی¬ترین اقدامات در اشکور تکمیل جادۀ رحیم آباد به قزوین است. مردم اشکور از قدیم الایام به قزوین رفت وآمد داشتند. کالاهای خود را در بازار قزوین عرضه مي‌کردند و مایحتاجشان را از آنجا تهیه مي‌کردند. امروزه بسیاری از اشکوری‌ها در قزوین و دیگر شهرهایی که از مسیر قزوین عبور می کنند زندگی مي‌کنند، مثل کرج و تهران. اما رفت وآمد به قزوین و دیگر شهرهای یادشده از مسیر رشت راه را بسیار طولانی مي‌کند. اگر جادۀ اشکور به قزوین تکمیل شود صرفه جویی چشمگیری در وقت، سوخت و سایر هزینه‌ها خواهد شد. وجود جادۀ مناسب در این مسیر مي‌تواند به رونق منطقه کمک شایانی بکند. احداث این جاده به طور طبیعی بستری برای توسعه کلی اشکور خواهد شد. با دسترسی آسان به منطقه، زمینه برای سرمایه گذاری در اشکور و ایجاد اشتغال برای جوانان منطقه هم فراهم خواهد شد. البته جادۀ موجود هرگز ظرفیت چنین طرحی را ندارد و با اتصالش به قزوین و روآوردن مسافران به این سمت، عبور و مرور دشوار و وقوع حوادث ناگوار جاده‌اي افزایش خواهد یافت. از این رو، لازم است این جاده به یک جاده استاندارد و حتی (گوش شیطان کر) به یک آزادراه تبدیل شود تا بتواند چنین نقشی را ایفا کند. البته امیدوارم این جادۀ ذهنی ما به سرنوشت آزاد راه تهران- شمال مبتلا نشود.

فایدۀ این جاده فقط برای منطقه خاصی از اشکور نیست، بلکه برای همۀ اشکور و اشکوری ها که در طول تاریخ رنج ها کشیده و سختی ها دیده اند سودمند خواهد بود انشاء الله. از این رو لازم است همۀ دلسوزان اشکور با اتحاد و هماهنگی هرچه زودتر برای عملی شدن این طرح اقدام عملی کنند. افزون بر این، این جاده فقط برای اهالی اشکور سودمند نیست، بلکه برای بخش مهمی از شرق گیلان و غرب مازندران نیز بسیار مفید خواهد بود. همچنین این جاده برای مردم استان قزوین هم بسیار مفید خواهد بود و راه آنها به شمال را بسیار نزدیک تر خواهدکرد. از این جهت لازم است دست اندرکاران این منطقه از لاهیجان تا تنکابن و همچنین استان قزوین به ویژه نمایندگان این شهرها در مجلس شورای اسلامی به عملی شدن این طرح کمک کنند. به این اعتبار این فقط یک طرح کوچک منطقه ای نیست؛ بلکه طرحی استانی، فرا استانی و ملی است. اگر عزیزانی که دغدغۀ خدمت به اشکور را دارند با این نظر موافق هستند، خوب است بیش از این زمان را از دست ندهیم و مجدانه تا تحقق کامل آن قضیه را پی گیری کنیم. شاید مناسب باشد گروهی متشکل از نمایندگان شوراهای روستاهای اشکور و شهرهایی که در این ماجرا ذی نفع هستند، جلودار پی¬گیری این قضیه شوند. 

بی شک احداث این جاده به طبیعت منطقه آسیب مي‌زند؛ اما چون گریزی از آن نیست، باید کوشید با درنظر گرفتن ملاحظات زیست-محیطی این آسیب به حداقل برسد. همچنین لازم است با درختکاری این تخریب جبران شود و با احداث زیرگذرهایی برای عبور حیوانات از وارد شدن صدمه به حیات وحش تا حدی پیشگیری شود. وقتی انسان با تصرف در طبیعت تعادل آن را بر هم مي‌زند، از نظر اخلاقی و شرعی موظف است با استفاده از همۀ دانش و توانش، توازن را به طبیعت بازگرداند.

با ایجاد مناطق گردشگری ویژه و دهکده‌های تفریحی و تندرستی در فواصل معین در این مسیر از رحیم آباد تا قزوین این مسیر به یک مقصد رؤیایی برای مسافرت تبدیل خواهد شد. این دهکده‌های گردشگری مسیر جاده مي‌توانند محل‌های مناسبی برای عرضۀ محصولات سالم و طبیعی مردم منطقه اشکور و رودبار الموت باشند، محصولاتی مثل فندق، گردو، انواع میوه و لبنیات و محصولات باغی و عسل.

خدا نکند پس از آسفالت جاده‌ها و ورود توریست‌ها، خرید و فروش زمین و ساختن ویلا در منطقه باب شود. در آن صورت اشکور نیز مانند بسیاری از نقاط دیگرِ شمال در معرض تخریب بي‌سابقۀ محیط زیست و تخریب فرهنگ قرار خواهد گرفت و اثری از منابع طبیعی نخواهد ماند. اشکور برای سفر عبوری مناسب است، نه برای ساختن ویلا. این امر برای خریداران هم مقرون به صرفه و صلاح نیست. یکی از مشکلات در این زمینه کمبود آب در منطقه است که گاه موجب منازعات و درگیری بین روستائیان مي‌شود. افراد نباید به طمع پول زمین‌ها را بفروشند، که اگر چنین شود فردا فرزندان و نوه‌هایشان جایی برای زندگی نخواهند داشت؛ چنانکه این ماجرا در برخی از نقاط شمال رخ داده است. از این رو باید هر نوع تبدیل کاربری اراضی و ساخت و ساز افراد غیر بومی را منع کرد و به جای آن با احداث مراکز تفریحی با امکانات و زیرساخت‌های لازم بویژه از جهات ایمنی و فرهنگی در مسیر جاده‌اي که اشاره شد، صنعت گردشگری سالم را رونق بخشید.

 

عزیزان فردا دیر است

بنام خالق خوبی ها و زیبایی ها. سلام بر شما هم ولایتی¬های عزیز؛ تاریخ اشکور سراسر همراه با ستم و رنج و سختی و محرومیت و مظلومیت بوده است. بااینکه اشکور هم از جهت طبیعی و هم از جهت انسانی از استعدادهای سرشاری برخوردار بوده، اما به دلیل دور افتادگی و صعب العبور بودن راه های آن، همیشه ناشناخته و محروم بوده است. گاه زیر چکمه های حاکمان خودکامه استخوانش خورد شده و گاه تحت ستم خان ها و فئودال های ستمگر کمرش شکسته. امروز که فرزندان آگاه و تحصیلکرده این مرز و بوم به خودآگاهی رسیده اند و برای احیای هویت و جبران استضعاف تاریخی این منطقه دغدغه دارند، ضروری است که آستین همت را بالا زنند و برای رساندن اشکور به جایگاهی که شایسته آن است بیش از این درنگ نکنند. 

محرومیت در این منطقه ابعاد گوناگون دارد. یک بعد آن که برای همه محسوس و ملموس است عقب ماندگی عمرانی و رفاهی است که جادارد برای رفع آن قدم برداشته شود. طرح احداث و تکمیل جاده رحیم آباد به قزوین یک حرکت زیربنایی در این زمینه است که دربارۀ آن توضیحاتی را در یادداشتی طرح کردم. اما در کنار کارهای عمرانی کارهای مهمتری هست که نه تنها ضرورت و اولویت دارد، بلکه فوریت دارد. فوریت به این معنا است که اگر در اسرع وقت اقدام نشود از دست می رود و دیگر قابل جبران نیست؛ مانند شخص مجروحی که اگر به موقع جراحی و مداوا نشود می¬میرد و وقتی مرد اگر همه عالم هم جمع شوند نمی توانند مرده را زنده کنند. سه مسئله درباره اشکور از اولویت و فوریت برخوردار است. 

1.فرهنگ و تاریخ منطقه. تاریخ گذشته اشکور در ابهام و تاریکی است و تدوین نشده است و جز اشاره های کوتاه و حاشیه ای در گوشه و کنار کتاب ها، اثری که با وضوح و تفصیل این تاریخ را ثبت کرده باشد در دست نیست. و چون کسی از ما علم غیب ندارد، نمی تواند وقایع غیر مکتوب گذشته را بنویسد. اما فرهنگ و تاریخ دوره معاصر  اشکور را که در حال فراموشی و نابودی است می توان نوشت. آداب و رسومی که ما در کودکی شاهد بودیم، امروزه خبری از آنها نیست. حوادثی هم که در این مدت در اشکور رخ داده هیچ جا به صورت دقیق و تفصیلی ثبت نشده است. افراد اندکی از کهنسالان هستند که در سینه خود این خاطرات را دارند. ضروری است پژوهشگران علاقمند و توانمند با مصاحبه و گفتگو با افراد کهنسال بومی، آداب، رسوم، باورها، قصه ها، حکایت ها، ضرب المثل ها، اشعار، ترانه ها، حوادث تاریخی، ستم های اربابان، حاکمان و ماموران دولتی، وضعیت مردم، علمای منطقه و... را گردآوری، ثبت و تدوین نمایند. اگر این کار در این زمان انجام نشود با مرگ پیران، این فرهنگ و تاریخ برای ابد مدفون و فراموش خواهد شد. دانشگاه های استان می توانند و جا دارد در این زمینه همکاری کنند.

2.میراث فرهنگی. با تغییر سبک زندگی در دوره جدید، مناسبات و نحوه زندگی گذشته با همه لوازم و ملزوماتش کنار گذاشته شد. شیوه معماری، حرفه و ها و صنایع، شیوه کسب و کار، نحوۀ پوشش و لباس، اشیا و لوازم زندگی و... همه چیز تغییر کرده و درحال فراموشی است. پیشنهاد تأسیس موزه را که این بنده مطرح کردم صرفا مسئله ای فانتزی برای تفریح و لذت بردن و جذب گردشگر نبود، بلکه هدفْ حفظ میراث فرهنگی و طبیعی و تاریخی و تمدنی است. هنوز اشیایی که می توان در موزه نگهداری کرد در خانه ها وجود دارد و می توان آنها را گرداوری کرد، اما اگر این کار در این زمان صورت نگیرد در آینده این اشیا هم نابود می شوند.   

3.نجات محیط زیست. محیط زیست بشر در کره زمین بطور کلی و در ایران بطور خاص روز به روز در حال نابودی است و نابودی محیط زیست نابودی بشر است. محیط زیست اشکور نیز از این امر مستثنا نیست. جنگلها، مراتع، حیوانات، پرندگان و... در اثر شکار و تخریب زیستگاه و استفاده از سموم و مواد شیمیایی در مزارع همه در حال نابودی و انقراض هستند. درختان قطع می شوند، جنگلها و مراتع تبدیل به باغ یا مناطق مسکونی می شوند، یا توسط تعلیف نامناسب و دامداری به شیوه سنتی از بین می روند. گونه های کمیاب و نایاب گیاهی اشکور در اثر بی توجهی و از ریشه درآوردن در حال نابودی است. باید با فرهنگ سازی و اقدامات عملی نهضتی عمومی به راه انداخت برای حفظ و احیای محیط زیست.  تمام اشکور یک پارک ارزشمند طبیعی است که سخت باید از آن محافظت کرد و برای نسل های آینده باقی گذاشت. در گذشته های نه چندان دور در همین اشکور پدران ما می توانستند به راحتی پلنگ را از نزدیک ببینند. امروز پلنگ اشکور مثل ببر مازندران در حال تبدیل شدن به افسانه است. شما امروز به سختی می توانید خرگوشی را ببینید، چه رسد به خرس و پلنگ. وقتی یک گونۀ جانوری منقرض شود برای ابد از صحنۀ گیتی محو خواهد شد و اگر همه عالم دست به دست هم دهند نمی توانند آن را برگردانند.

برای حفظ این سرمایه ها بیش از نباید امروز و فردا کرد. خوشبختانه اقدام عملی برای سه مسئله ای که مطرح شد وابسته به دخالت دولت و مقامات و بودجه و اعتبار و التماس از مسئولین نیست. با بهراه انداختن حرکت و جنبشی مردمی می توان گام های بزرگی در این زمینه ها برداشت. حتی هر فردی به تنهایی می تواند در این زمینه ها نقش تعیین کنده داشته باشد. مهمترین کار آموزش و فرهنگ سازی است. مردم باید این حس را داشته باشند که از محیط زیست مثل ناموس حفاظت کنند و نسبت به آن غیرت داشته باشند و تعرض متجاوزان به این سرمایه ها را برنتابند. آری همولایتی عزیز، اگر امروز نجنبیم فردا دیر است و در مقابل آیندگان عذری نخواهیم داشت. به قول سهراب:

من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه برمی خیزند  

 من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد ؟

 

نمایشگاه طبیعت، تاریخ و فرهنگ اشکور

وقتی بحث تأسیس موزه اشکور را طرح کردم، یکی از دوستان عزیز پرسید موزه چه فایده ای دارد؟ مردم اشکور که در تأمین نیازهای اولیه خود مشکل دارند موزه ساختن برای آنها چه معنایی دارد؟ به علاوه، فرض کنید موزه را ساختیم، اشکور غیر از جت و گادار چه دارد که در موزه بگذاریم؟ در پاسخ توجه به چند نکته اهمیت دارد:

نکته اول: این است که بنده که بحث از موزه می کنم برای این نیست که گردشگر جذب شود و به تماشا بیاید. بنده با توسعه گردشگری به معنا و صورتی که در کشور ما رایج است و در منطقه ما مطرح می شود مخالفم و در وضعیت کنونی صد درصد آن را به ضرر اشکور می دانم: 1. به ضرر محیط زیست، 2. به ضرر فرهنگ و 3. به ضرر امنیت و آرامش منطقه.   

نکته دوم: موزه چیزی فانتزی برای تفریح و سرگرمی نیست؛ بلکه موزه در نگاه عمیق راهی است برای بازیابی هویت، برای حفظ داشته ها و برای معرفی و تحویل آن به نسل های بعد. موزه مخزن تاریخ و فرهنگ و هویت یک جمعیت است. تا ملت و جمعیت و قومی نداند کی بوده است، کیست، چه داشته است، و چه دارد، نمی تواند آیندۀ روشن و موفقی داشته باشد. شناخت گذشته، حال، داشته ها و ظرفیت ها، شرط ضروری برای یافتن اعتماد به نفس و  ساختن آینده است.

نکته چهارم: تأسیس موزه مانع فعالیت های دیگر از جمله فعالیت های عمرانی نیست؛ بلکه با معرفی داشته ها و ظرفیت های منطقه، زمینه برای فعالیت های دیگر بیشتر فراهم می شود.  

نکته پنجم: مگر جت و گادار چیز کمی است؟ چت و گادار نماد کشاورزی و برکت است. وجود بنده و شما به برکت نانی است که با جت و گادار بدست آمده است. پوست و گوشت و خون و استخوان ما از آن جت و گادار شکل گرفته است.

نکته ششم: داشته های اشکور فقط جت وگادار نیست. اشکور خیلی چیزها برای نگهداری و به نمایش گذاشتن در موزه دارد، به طوری که برای نمایش آن به سالن های مختلفی نیاز است که به برخی از انها اشاره می کنم:

الف. معرفی علما و دانشمندان از دوره های کهن تا امروز با نصب تصاویر و تندیس هایی از آنها همراه با مختصری از زندگی نامه آنها؛

ب. به نمایش گذاشتن کتاب هایی که توسط عالمان و پژوهشگران این منطقه نوشته شده است، از گذشته های دور تا دوره معاصر؛

ج. معرفی شهدای منطقه با نصب تصاویر و پوسترهایی در معرفی آنها؛

د. معرفی جغرافیای منطقه (جنگل ها، مراتع، صخره ها، قله ها، چشمه سارها، رودها، غارها و...) با پوسترهایی همراه با توضیحات؛

ه. معرفی آثار تاریخی مثل قلعه ها؛ 

و. معرفی اماکن متبرکه و امام زاده ها؛

ز. معرفی هنرها و صنایع دستی منطقه؛ 

ح. معرفی حرفه ها و صنایع، مثل آهنگری (ثقلی)، آسیاب، نمد مالی، سفیدکردن مس، کوزه گری و...؛

ط. نمایش اشیای کشف شده در حفاری ها در منطقه؛

ی. نمایش حیات وحش منطقه با نصب تصاویر و پوسترها و توضیحات مناسب؛ 

ک. نمایش نمونه هایی از محصولات دامی و کشاورزی؛

ل. نمایش اشیای مربوط به زندگی سنتی مردم اشکور، اشیای مربوط به کشاورزی، دامداری، حرفه ها و صنایع، معماری، حمل و نقل و چاروداری، اشیای منزل، پوشاک و... مانند: جت و گادار، ونده، لیها، خویه، کوم، غلبال، کیشخال یا ساجه، تارو، لافند، بوز مو لافند، چمبل، داز، طور، داره، درگز، کلند، پالون، افسار، تنگ و قیاسه، چیری، گوله، تال، دوشان، تندور، گمچ، موکول، دسوربه، توربه (توبره)، تاچه، حبوم (انبان)، سفه، قاودن، کوله گیر، شوله، چوقه لباس، کش پیرهن، دس جوروف، پشم جوروف، چموش، لباس زنانه، سردی، بوم بر، اره ، کله بور، ماشه، قند شکن، لاک، چوپاره، قند لاک، نمد، کلاه نمدی، پسون کوله (پوستین کلاه)...

 این موزه بسیار غنی و دیدنی خواهد بود.

بنای خود موزه هم باید با معماری سنتی اشکور باشد، مانند خانه زیکالی یا دارورجن و مانند آن.

خوب است در ورودی موزه یک سنگ بزرگ آسیاب (اسه سنگ) به عنوان نماد صلابت و تحرک و سخت کوشی اشکوری ها نصب شود.

پیشنهاد میکنم عزیزان طراح و علاقمند، طرح ساختمان موزه را طراحی و در معرض دید دوستان قرار دهند تا مورد بررسی قرار گیرد و تکمیل شود. 

این طرح فعلا نیاز به هیچ بودجه ای ندارد، تا مشکل بودجه به عنوان مانع مطرح شود. پیشنهاد می کنم شوراهای روستاهای اشکور از میان خود چند نفر را از مناطق مختلف اشکور انتخاب کنند به عنوان امنای مسئول جمع آوری و حفظ آثار. می توان با فراخان عام از مردم شریف اشکور خواست هر کس هر مقدار از این آثار را در اختیار دارد داوطلبانه به عنوان هدیه به موزه تحویل امنا دهد و بنام شخص اهدا کننده ثبت شود. این آثار فعلا در جای امنی در اشکور یا رحیم آباد نگهداری شوند تا وقتی که بودجه لازم برای ساخت موزه فراهم شود. اگر سازمان ها و مسولان مربوطه ضرورت آن را درک کنند، امید می رود در مورد تأمین اعتبار اقدام کنند. اگر هم کاری نکردند، می توان برای تأمین بودجه ساخت آن فراخوان عام داد و با جمع آوری کمک های مردمی، موزه را ساخت. درحالیکه هر فردی برای خود خانه می سازد، ساختن یک بنا توسط هزاران نفر کار دشواری نیست. فقط نیاز به مدیریت، همت و اقدام دارد.

  آیا در ارزش و اهمیت این کار شکی هست؟ این کار از این جهت فوریت دارد که اگر این اشیا جمع آوری و حفظ نشوند نابود خواهند شد و اثری از آنها باقی نخواهد ماند. این کار هم ضروری است، هم شدنی است و فعلا نیازی به بودجه زیادی ندارد. تنها چیزی که لازم دارد همت و اراده است. فقط با حرف و بحث و چاق سلامتی کردن کاری انجام نمی گیرد. اگر عزیزان قصد کار دارند، بسم الله. حد اقل بعد از این همه بحث و رد و بدل کردن مطالب و پیام ها، این یک کار را انجام دهیم که عملا عزم جدی خودمان را نشان داده باشیم. وسایلی را که خودمان در خانه های پدری در اشکور داریم به شورای مورد نظر تحویل دهیم. هر کس تهیه هر بخشی از این طرح را به عهده می گیرد اعلام آمادگی کند. بنده حقیر معرفی علمای اشکور را برای نمایش پوستری در موزه به عهده می گیرم. قبلا آمادگی ام را برای اهدای زمین موزه اعلام کردم، که البته باید کارشناسی شود و همه جوانب سنجیده شود. در صورتی که کارشناسان خبره مناسب تشخیص دهند مکانی را که در ماذودره دارم در اختیار می گذارم. اگر جای دیگری را مناسب تشخیص دهند پیشنهاد می کنم هر چه زودتر قبل از گران تر شدن زمین ها تهیه شود.  

یادآوری: در همه مباحث منظورم از اشکور کل منطقه ای است که در تاریخ بنام اشکور بوده است، اشکور بزرگ منظور است که شامل ییلاقات رودسر، املش، رامسر و حتی بیشتر از آن است.  

 

گفتار بس است و وقت وقت عمل است

عزیزانی دلسوز و عاشق سرزمین مادری خود اشکور دیری است که به فکر عمران و آبادانی و سربلندی و اعتلای وطن مألوفشان افتاده و دامن همت به کمر بسته، با استفاده از فضای مجازی به اطلاع رسانی، فرهنگ سازی و زمینه سازی برای این هدف مقدس پرداخته اند. فلسفۀ شکل گیری تعدادی از گروه های تلگرامی و معرفی استعداد ها و امکانات و نخبگان و برقراری ارتباط، چیزی جز گام برداشتن در راه تحقق این آرمان مقدس نیست. اما پس از شور و هیجان روزهای اولیه و مباحث مفید و راهگشایی که طرح و مبادله شد، رفته رفته شاهد هستیم که گفتگو ها و یادداشت ها احیانا در مسیر دیگری سیر می کنند؛ از تبلیغات انتخاباتی و اطلاعات پزشکی و آگهی های بازرگانی و نصایح پدرانه و کلمات قصار تا لیطفه گویی و بیان انواع سرگرمی ها و درد دل کردن ها. این را هم ناگفته نگذارم تا سوء برداشتی نشود که راقم این سطور با هیچیک از این کارها مشکلی ندارم و حتی بسیاری از آنها مفید و زیبا و لازم می انم و موجب نزدیک تر شدن دلها و تألیف قلوب و زمینه ساز همکاری. اما به شرطی که با سرگرم شدن به امور یادشده اصل ماجرا فراموش نشود و قراری که داشتیم یادمان نرود و فرع بر اصل و حاشیه بر متن غلبه نکند. قرار این بود و هست که برای اشکور کاری بکنیم. توجه داشته باشیم که در کنار همۀ آن مطالب قشنگ، محوریت این موضوع تحت الشعاع قرار نگیرد و کم رنگ نشود. در این زمینه دو پیشنهاد دارم. نخست اینکه عزیزان صاحب اندیشه و تجربه همچنان با مشارکت فعالشان بحث توسعه همه جانبه اشکور را داغ نگهدارند و پیشنهادها و طرح هایی که در ذهن دارند را مطرح کنند تا با همفکری همۀ عزیزان در حوزه های مختلف به طرح های راهگشا و جمع بندی پخته و سنجیده برسیم. پیشنهاد دوم این است که هر عزیزی با توجه به دانش، تجربه، تخصص و امکانات و توانمندی هایش اعلام کند که حاضر است چه خدمتی به توسعۀ و تعالی اشکور بکند. به عنوان مثال یک پزشک می تواند پیشنهاد کند حاضر است مدتی را برای درمان رایگان مردم منطقه خدمت کند؛ یک صاحب سرمایه نیکوکار می تواند اعلام کند که مثلا درمانگاه یا مسجد بسازد و یا هر طرح عمرانی مورد نیاز را حاضر است اجرا کند. یک عالم دین و معلم قرآن می تواند اعلام کند حاضر است فلان مدت برای آموزش معارف دین به مردم منطقه خدمت کند و چه خوب است که با شعار قدسی: "سابقوا فی الخیرات" این میدان رقابت گرم و پرشور شود. حَتَّى أَسْرَحَ إِلَيْكَ فِي مَيَادِينِ السَّابِقِينَ وَ أُسْرِعَ إِلَيْكَ فِي الْبَارِزِينَ...   و درود بر شما بلند همتان. گب وسه، ورسیم، یا علی...

 

استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است

طراحي: ايرنا هاست