زبان و گویش اشکوری

زبان مردم اشکور گویشی از گیلکی است که با گویش رایج در جلگه به ویژه منطقۀ رشت متفاوت است. بعضی‌ها این گویش را "گالشی" نام داده‌اند که عنوان نامناسبی است. خود مردم اشکور اساساً با چنین تعبیری آشنا نیستند و اگر به آن ها گفته شود زبان شما گالشی است تعجب مي‌کنند. این تعبیر نه جامع است، نه مانع و نه مناسب. گالش برگرفته از گاولش به معنای گاوبان و دامدار است و گفته مي‌شود که ریشه در زبان سانسکریت دارد.

اشکور را دریابیم

                          بنام آن که هستی نام از او یافت                       

                                در چند مناسبت یادداشت هایی دربارۀ اولویت های خدمت رسانی به اشکور در فضای مجازی مطرح کردم که اینک اهم آن ها را در اینجا می آورم تا از یادها نرود و پی گیری شود انشاء الله. 

در مسیر تحول اشکور 

در تاریخ 15 اردیبشهت 1396 نشستی در قم با شرکت جمعی از فرهیختگان دلسوز اشکور تشکیل شد که در آن برای تحول و توسعۀ اشکور مباحث و گفتگوهای مهم و مفیدی مطرح شد و تصمیم هایی در این باره اتخاذ گردید و اساس شکل گیری تشکلی کارآمد پی ریزی شد. آنچه در پی می آید بازنویسی خلاصه ای از بحثی است که اینجانب در آن جلسه طرح کردم.

عید فطر و درس هایی که باید بیاموزیم

"عید" از ریشه عود به معنای بازگشت است. "فطر" که با فطرت‏ هم ریشه است، در یک کاربرد به معنای خلقت و سرشت است. به این اعتبار عید فطر به معنای بازگشت به فطرت و سرشت است که همان فطرت توحیدی است. بازگشت به خویشتن اصیل و حقیقی همان بازگشت به خدا است، چرا که "من عرف نفسه عرف ربه." پس می توان گفت: "من عاد الی حقیقة نفسه عاد الی لله."

در کاربرد دیگر "فطر" به معنای گشودن و باز شدن چیزی است، چنانکه در قرآن کریم آمده است: «إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ»؛ هنگامی که آسمان شکافته شود؛ چنانکه "افطار" به معنای گشودن روزه است. بنا بر این،  عید فطر  یعنی عید گشودن روزه که همان پایان روزه است. با توجه به زمان عید فطر این معنای دوم با عید فطر مناسب تر است، به خصوص اگر آن را با عید قربان مقایسه کنیم، که جشن قربانی کردن است؛ قربانی حیوان که نماد قربانی نفس است. گرچه دو معنا قابل جمعند و بین آنها منافاتی نیست. این روز عید است، چون مؤمنان توانسته اند با موفقیت وظیفۀ خود در ماه مبارک رمضان را انجام دهند. در واقع عید فطر، روز جشن عبادت و بندگی است...

آیا هدف وسیله را توجیه می کند؟

محمد فنایی اشکوری در گفت‌وگو با فارس:مشکل امروز جهان، نامشروع بودن توامان هدف و وسیله است. خبرگزاری فارس: مشکل امروز جهان، نامشروع بودن توامان هدف و وسیله است.
استاد فلسفه تطبیقی مؤسسه امام خمینی(ره) با نقد دیدگاه‌هایی که معتقدند هدف وسیله را توجیه می‌کند، گفت: مشکل امروز جهان این نیست که گروهی معتقد به این هستند که هدف وسیله را توجیه می‌کند، بلکه مشکل این است که هم هدف و هم وسیله نامشروع است.
به گزارش خبرنگار فارس، دکتر محمد فنائی اشکوری، استاد فلسفه تطبیقی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در پاسخ به این سؤال که آیا هدف وسیله را توجیه می کند؟، گفت: یکی از کسانی که در فلسفۀ سیاسی قائل است که هدف وسیله را توجیه می کند، نیکولا ماکیاولی (Niccolò Machiavelli) است که در نیمه اول قرن شانزدهم در ایتالیا زندگی می کرد. او بر آن بود که هدف سیاست، رسیدن به قدرت است و برای رسیدن به قدرت و حفظ آن هرکاری مجاز است. وی صریحا می گفت حاکم باید برای حفظ قدرتش از هر  وسیله ای مثل دروغ و فریب و خشونت و کشتار و تقلب و ترور و هر راه غیراخلاقی و غیردینی دیگر می تواند استفاده کند. به نظر او حفظ حکومت بدون شرارت ممکن نیست و شهریار یا حاکم باید درندگی شیر و فریبندگی روباه را داشته باشد. پس از ماکیاول این جمله معروف شد که هدف وسیله را توجیه می کند. (End justifies means)

ابعاد معرفت النفس و نقش آن در استکمال نفس انسانی

                                                     دکتر محمد فنائی اشکوری

             منبع: فصلنامه علمی-پژوهشی حکمت اسلامی، شماره 9، (تابستان 1395)، ص 137-163.   

 چکیده

معرفت نفس يا خود شناسي در همۀ فرهنگ های بشری دارای اهميت است. در دین، حکمت، اخلاق و عرفان بر خود شناسی تأکید می شود. پيام معروف سقراط اين بود كه ”خود را بشناس.“ خود شناسي در حكمت سقراط مبناي اخلاق و فضيلت است. اساساً غایت حکمت استکمال نفس انسانی است. دین نیز برای استکمال نفس و نجات و فلاح آن است و نیل به این غایت بدون معرفت و تربیت نفس میسر نیست. ازاین رو، قرآن کریم و روایات اسلامی بر اهمیت معرفت نفس به عنوان برترین معرفت و کلید حکمت و فضیلت تأکید دارند و رسالت انبیاء الهی را تعلیم و تزکیۀ انسان معرفی می کنند. این آموزه موجب شده است که حکما و عرفای اسلامی موضوع معرفت نفس را بطور جدی پی گیری کنند. حکمت الهی در این دیدگاه سفری است برای به کمال رسیدن نفس از طریق علم و عمل. به این جهت ملاصدرا حکمتش را در چهار مرحله از سفر نفس (اسفار اربعه) تنظیم کرده است. حکمت نظری، بنیادهای معرفتی و مبدأ و منتهای چنین سفری را ارائه می دهد و حکمت عملی راه و شیوۀ نیل به این غایت را تبیین می کند. مفهوم "اسفار اربعه" برگرفته از عرفان است که بر محور سفر نفس است. سالک همان نفس مسافر است. عرفان عملی شیوۀ طی این سفر را بیان می کند و عرفان نظری دستاوردهای این سفر و جغرافیای عالمی را که این سفر در آن واقع می شود تبیین می کند. آنچه این نوشتار پی گیری می کند تبیین ابعاد معرفت نفس و نقش این معرفت در استکمال نفس انسانی است. در این مقاله نخست تبیین می شود که معرفت نفس ابعاد گوناگون دارد و با روش های گوناگون تجربی، عقلی، نقلی و شهودی بدست می آید. با بکارگیری این روش ها شاخه های مختلف علمی در معرفت نفس شکل می گیرد، مانند روانشناسی، علم النفس فلسفی، معرفت النفس عرفانی و نفس شناسی دینی. سپس تأثیر انواع خود شناسی بر خودسازی و سلوک بررسی می شود.

 واژگان کلیدی: معرفت نفس، خودشناسی، انسان شناسی، خداشناسی، خودسازی

 

 

ذکريات رائعة من زیارت الاربعین

 کنت قد سمعت حکاياتٍ من أساتذتي الذين درسوا في حوزة النجف العلمية، عن زيارة الأربعين والسير مشياً من النجف الی کربلاء. ففي هذه المسيرة التي کان الطلاب والعلماء يذهبون سيراً علی الأقدام ليزوروا خامس أصحاب الكساء بمناسبات مختلفة ومنها الأربعين في أثناء السفر قدترى أحداث متنوعة، من الأعمال والعبادات والأدعية والبحث العلمي بين طلبة الحوزة وحدوث مکاشفات وأمور نادرة ومنها كما نقل، أحياناً التشرّف برؤية صاحب الأمر الحجة بن الحسن (عج). أحد الأساتذة کان يذکر لي ذکرياته عن المرحوم الشيخ أحمد الکافي (الخطيب الشهير لسنوات ماقبل الثورة الايرانية) الذي قد ألقی محاضرة حسينية في هذا الطريق. فکانت إحدی أمنياتي أن أتوفّق لهذه التجربة والسفرة المعنوية ...

خدا مسئله یا راز؟

سخن نخست دو فصلنامه معارف عقلی

دکتر محمد فنائی اشکوری

بی شک مهمترین موضوع برای تأمل بشری و در پی آن مهمترین مسئله فلسفی و کلامی مسئلۀ وجود خدا است؛ چنانکه مهمترین راز هستی، حقیقت و چیستی خدا است، رازی که همیشه به صورت راز باقی خواهد ماند و برای احدی گشوده نخواهد شد «ما عرفناک حق معرفتک.»

سفرنامۀ اربعین

                      

                                                           خاطراتی شیرین از زیارت اربعین
                                                                  محمد فنائی اشکوری

اربعين آمد دلم را غم گرفت             بهر زينب عالمي ماتم گرفت
سوز اهل آسمان آيد به گوش           نالۀ صاحب زمان آيد به گوش
اربعین سالار شهیدان جایگاه ویژه ای در فرهنگ شیعی دارد. نقل است که چهل روز پس از شهادت امام حسین (ع) و یارانش، جابربن عبد الله انصاری، صحابی رسول خدا (ص)، به زیارت قبر مطهر امام حسین رفت...

رویارویی اسلام استکباری و اسلام ناب محمدی

  نمونه ای از رویارویی اسلام استکباری و اسلام ناب محمدی در 7 قرن پیش
در قرن هشتم هجری قمری، سلسلۀ شیعی آل کیا در گیلان حکومت می کردند. بنا به نقل، آنها از نوادگان امام چهارم (ع) بودند. مرکز حکومت کیائیان لاهیجان بود و مقر حکومت تابستانی آنها شهر سمام (نزدیک روستای کجید) و لوسن (در حدود روستای درگاه اشکور) بود. آنها بیش از دو قرن در گیلان حکومت کردند. کیائیان در ابتدا پیرو تشیع زیدی بودند، اما به تدریج تشیع اثناعشری را پذیرفتند. بنیان گذار این سلسله سید علی کیا بود. سید علی کیا به علوم دین آگاه بود و می کوشید حکومت عادلانه ای به تبع حکومت جدش امیر المؤمنین (ع) در گیلان داشته باشد.

استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است

طراحي: ايرنا هاست