چرا اين همه اتهام؟

نوشته شده در مصاحبه ها

 

چرا اين همه اتهام؟
گفتگوي شبکه انگليسي سحر با دکتر محمد فنائي اشکوري در باره The true image of Islam
مجري شبکه سحر:
اديان مختلفي در جهان وجود دارند. به نظر مي رسد هيچ ديني همانند اسلام مورد اتهام و سوء فهم و بدبيني واقع نشده باشد. علت اين امر چيست؟ چرا اين همه عليه اسلام تبليغ و بدگويي مي شود؟
دکتر فنائي:
آنچه گفتيد يک واقعيت است. تبليغ عليه اسلام و مسلمانان در طول تاريخ استمرار داشته است. در دوره قرون وسطا در غرب اين بدگويي و بدبيني به جايي رسيد که کليسا عليه اسلام اعلان جنگ کرد و جنگ هاي دويست ساله صليبي را به راه انداخت.


 
گفتگوي شبکه انگليسي سحر با دکتر محمد فنائي اشکوري در باره The true image of Islam
مجري شبکه سحر:
اديان مختلفي در جهان وجود دارند. به نظر مي رسد هيچ ديني همانند اسلام مورد اتهام و سوء فهم و بدبيني واقع نشده باشد. علت اين امر چيست؟ چرا اين همه عليه اسلام تبليغ و بدگويي مي شود؟
دکتر فنائي:
آنچه گفتيد يک واقعيت است. تبليغ عليه اسلام و مسلمانان در طول تاريخ استمرار داشته است. در دوره قرون وسطا در غرب اين بدگويي و بدبيني به جايي رسيد که کليسا عليه اسلام اعلان جنگ کرد و جنگ هاي دويست ساله صليبي را به راه انداخت.
از آن زمان تا امروز تبليغات عليه اسلام در غرب هيچگاه قطع نشده است. صد ها کتاب و هزاران مقاله در اين زمينه نوشتند و سخنراني هاي بيشماري بر ضد اسلام و براي تخريب چهره پيامبر اسلام (ص) انجام دادند. در دوره جديد نيز از رسانه هاي مدرن اعم از کتاب و مجله و ديگر مطبوعات، راديو، تلويزيون، سينما، موسيقي، نقاشي، کاريکاتور و هر وسيله اي که در اختيار داشتند در تشديد اين نفرت استفاده کردند و بطور روز افزوني اين جريان ادامه دارد. اين امر علل مختلفي دارد که به بعضي از آنها اشاره مي کنم: بسياري از اديان و شايد اکثر يا همه آنها بيشتر آخرت گرا هستند و به دنيا چندان توجهي ندارند. اهتمام آنها بيشتر به روح است و به زندگي دنيوي و اجتماعي اهميتي نمي دهند. مسيحيت نيز با اعلام جدايي کليسا و دولت (Church & state) سکولاريسم را پذيرفت و خود را از عرصه سياست و حکومت و اداره جامعه کنار کشيد.
برخلاف اين اديان اسلام همانطور که به آخرت توجه دارد به دنيا نيز نظر دارد. به روح و جسم به صورت متوازن و متعادل نظر مي کند. از اين رو براي زندگي دنيا چه در بعد فردي و چه در بعد اجتماعي و حکومتي طرح و برنامه دارد. چون اسلام داعيه اداره دنيا و حکومت و سياست دارد و براي خود نظام سياسي، حقوقي و اقتصادي مستقل دارد، از اين رو مورد مخالفت واقع مي شود. صاحبان قدرت و ثروت و تشنگان قدرت و شهوت از آن بيمناک و خائفند و اسلام را مزاحم خود مي بينند. از اين جهت با آن مبارزه مي کنند. اگر اسلام به نماز و روزه منحصر مي شد کسي کاري با آن نداشت.
اسلام نسبت به ظلم و ستم و بيداد و فساد و فحشاء بي تفاوت نيست، بلکه با آن مبارزه مي کند و براي مجرمان شرائط سختي را به وجود مي آورد و خواب آنها را آشفته مي کند. اين امر آنها را آشفته و مضطرب مي سازد و به مخالفت با اسلام وادار مي کند. اگر اسلام در مقابل باطل و ستم و فساد ساکت بود اين همه مورد نفرت و خشم دنيا پرستان واقع نمي شد.
از همين باب است مبارزات ضد استعماري و ضد سلطه مسلمانان در نقاط مختلف دنيا، مانند الجزاير، ايران و فلسطين. اسلام الهام بخش مبارزه با متجاوز است و البته متجاوزين و غارتگران چنين چيزي را دوست نخواهند داشت.
معارف اسلامي به خصوص عقلانيت عقايد اسلامي، معنويت غني و سرشار عرفان اسلامي و تعاليم عدالت طلبانه اسلامي اگر به صورت درستي عرضه شود جاذبه بسياري خواهد داشت و دلهاي بسياري از مردم جهان را جذب خود خواهد نمود. اين نکته اي است که بسياري از نهادها و رهبران ديني و روحانيون اديان ديگر به خوبي دريافته اند. آنها مي دانند که اگر اسلام را به حال خود واگذارند آنها پيروانشان را از دست خواهند داد. از اين جهت مي کوشند با تهمت زدن و تحريف تعاليم اسلامي از رشد روز افزون جمعيت مسلمانان و سرعت توسعه اسلام جلوگيري کنند. از اين جهت است که ارباب کليسا در طول تاريخ از جمله پاپ فعلي چنان مواضع خصمانه اي عليه اسلام مي گيرند. آنها اسلام را رقيب قدرتمندي مي بينند که به هرقيمتي شده بايد آن را از ميدان به در کرد.
معرفي غلط و نادرست اسلام چه از سوي مخالفين و گاه از سوي برخي مسلمانان کج فکر نيز موجب نگاه منفي مي شود.
تند روي، تعصب، و خشونت ورزي برخي فرقه هاي گمراه نيز در ايجاد نفرت نسبت به مسلمانها موثر بوده است.
با پيدايش اختلاف در ميان مسلمين پس از رحلت رسول خدا (ص) و جايگزيني خلافت بجاي امامت و سپس سلطنت بجاي خلافت، حکومت هاي فاسد و خودکامه و موروثي از خلفاي اموي و عباسي و عثماني تا حکام و شاهان نالايق و فاسق ديگر بر سر کار آمدند. اين وضعيت که متأسفانه در طول تاريخ بر بسياري از جوامع اسلامي حاکم گرديد و امروز نيز در بسياري از کشورهاي اسلامي ادامه دارد موجب خسارات جبران ناپذير فراواني گرديد که يکي از آنها بدبيني نسبت به اسلام است.

مجري شبکه سحر:
آيا نمي توان با گفتگو و ديالوگ اين اتهامات را رفع نمود؟ چه چيزي مانع گفتگو و تفاهم است؟
دکتر فنائي:
ما به گفتگو معتقديم و آن را لازم مي دانيم. اما موانع بسياري در اين راه هست. پيش داوري و تعصب يکي از موانع مهم درک است. بسياري از مفاهيم اسلامي در ذهن غربيان به صورت تحريف شده وجود دارد و اين ابهام مانع شفافيت است. آنها با مفاهيم غربي مي خواهند درباره اسلام سخن بگويند و اين خود حجاب فهم مي شود. مثلا مفهوم بنيادگرائي يکي از اين مفاهيم است. اين يک مفهوم غربي و مسيحي است نه اسلامي. حقوق بشر، تروريسم، آزادي و دموکراسي همه مفاهيمي هستند که آنان با کاربرد نابجاي آن از اين مفاهيم سوء استفاده مي کنند. برداشت آنها از مفاهيم اسلامي مانند جهاد، مسئله زن و بسياري از احکام ديني بسيار دور از واقعيت است و چنين ذهنيتي وصول به تفاهم را دشوار مي کند.
تفکر سکولار حاکم بر عصر تجدد به دشواري مي تواند تعاليم اسلامي را بفهمد و بپذيرد. غوطه ورشدن در دنيا و غفلت از آسمان و حيات ديگر و به حاشيه راندن معنويت و ديانت از ارکان تجدد است و اين چيزي است که درک معنويت اسلام را براي آنان دشوار مي کند.
مجري شبکه سحر:
چگونه مي توان اين تحريفات را تصحيح کرد و با اين موج تبليغات منفي مقابله نمود و مردم را از حقيقت آگاه ساخت؟
دکتر فنائي:
خبرگزاري هاي استکباري هر روز و هر لحظه اخبار جهان اسلام را تحريف مي کنند و در جهان عليه اسلام و مسلمانان دروغ پراکني مي کنند. زر وزور و تزوير را که در اختيار دارند براي سياه نمايي بکار مي گيرند. از اين رو با توجه به ناچيز بودن امکانات خبري و تبليغي ما مقابله با اين جريان کار شواري است اما چنين نيست که ما نا اميد باشيم. بايد از همه روش ها استفاده کنيم.
از طريق کتاب، مطبوعات، رسانه ها به ويژه هنر به روشنگري و بيان واقعيات مي توانيم اقدام کنيم. علما بايد فکر اسلامي و مفاهيم و معارف ديني را به درستي و به زبان امروزين عرضه کنند. اين کار به بسياري از حق جويان کمک مي کند که حقيقت را بشناسند.
راه ديگر تصحيح عمل است، چه در بعد اجتماعي و چه در بعد فردي. ما اگر بتوانيم الگوي موفقي از يک جامعه اسلامي که هم از جهت مادي و هم از جهت معنوي توسعه يافته است را نشان دهيم، بسياري از تبليغات منفي خود بخود خنثي خواهد شد. ارائه يک جامعه توسعه يافته و اخلاقي و عدالت محور مي تواند پرده از روي حقيقت پنهان اسلام برگيرد. با زدودن ابرهاي تيره جمال خورشيد هويدا مي شود و همه ترديدها را از بين مي برد. در بعد فردي هم اين نکته حائز اهميت است. مسلمانان بويژه اقليت هاي مسلمان در کشور هاي غير اسلامي مي توانند با رفتار درست و با زندگي فضيلتمندانه و معنوي، دلهاي بسياري را جذب کنند، چنانکه عکس اين سخن نيز درست است.
ما بايد بکوشيم گروه هاي افراطي و خشن و متعصب و ضد عقلانيت در جوامع اسلامي را هدايت کنيم و کساني که به مشي غلط خود ادامه مي دهند را از خود طرد کنيم و به جهانيان اعلام کنيم که اينها نماينده اسلام نيستند و در جامعه اسلامي مطرود هستند. ما بايد با بانگ رسا اعلام کنيم که اسلام دين رحمت و محبت است و از خشونت و تروريسم بيزار است. اما در همان حال بايد آشکارا بگوييم که دفاع از سرزمين و مبارزه با متجاوز و غاصب و اشغالگر تروريسم نيست، بلکه دفاع مشروع و آزادي بخش و وظيفه الاهي، انساني و اخلاقي هر انسان شرافتمند است. ما رفتار طالبان و القاعده را اسلامي نمي دانيم، اما مبارزات حق طلبانه مردم مظلوم فلسطين و حزب الله قهرمان لبنان را حق مسلم آنها مي دانيم. بسياري ازمردم غرب در زير بمباران تبليغات صهيونيستي از حقايق بي اطلاعند و اگر از حقيقت آگاه شوند با آن همراه خواهند بود.
روزي که پيشگاه حقيقت شود شرمنده رهروي که عمل بر مجاز کرد

استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است

طراحي: ايرنا هاست