عرفان و مدیریت جهانی

نوشته شده در عرفان

فنایی اشکوری در گفت‌وگوی مشروح با فارس:
انسان مدرن خلأ معنویت را احساس می‌کند/ جریان عرفان‌گرایی نیاز به هدایت دارد.
عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی(ره) گفت: این موضوع که بشر به این نتیجه رسیده که نیاز معنوی دارد، یک گام به جلو است، اما باید این جریان را هدایت و تصحیح کرد و در جهت درستی قرار داد.


 به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، عرفان شناختی درونی و قلبی است که با ابزار کشف و شهود حاصل می‌شود که در بین ملل و اقوام مختلف حتی در مکاتب فلسفی نیز رایج است. در دین اسلام عرفان یک روش رسیدن به خدا است که از گذشته تاکنون رشد یافته و در جهان نیز مطرح شده است.
در عرفان‌های منتسب به ادیان حقیقت وجود خدا و رسیدن به خداوند از طریق زهد مطرح شده است اما نکته اینجاست که در دنیای مدرن بسیاری از این عرفان‌ها را ملاحظه می‌کنیم یا حتی در معرض اندیشه‌هایشان قرار می‌گیریم که نشانی از دین و در نهایت رسیدن به خدا ندارند.
درباره نقش عرفان در دنیای مدرن و همینطور هدف از روی کار آمدن برخی از این معنویت‌ها و عرفان‌های نوظهور با دکتر محمد فنایی اشکوری، عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) و پژوهشگر فلسفه، دین، عرفان و فلسفه دین به گفت‌وگو نشستیم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانیم.
 عرفان برای پرورش و تهذیب نفوس انسان‌ها پدید آمده است.
مشروح گفت‌وگو با فنایی اشکوری را در ادامه می‌خوانیم:

* به عنوان سؤال نخست مطرح کنم که برخی از صاحب نظران براین باور هستند که عالم امروز تنها با عرفان قابل مدیریت است این را چطور تبیین می‌کنید، نظر شما در این رابطه چیست؟
- باید توجه داشت که اساسا عرفان مدعی مدیریت عالم نیست تا عده‌ای با آن موافق یا مخالف باشند. مدیریت عالم مؤلفه‌های مختلفی دارد.  آنچه عرفان ادعا دارد این است که عرفان برای تربیت نفوس است. عرفان  در هیچ جا نیامده  یک نظام سیاسی عرضه کند یا مدیریت جهانی را پیشنهاد دهد.
 عرفان برای پرورش و تربیت و تهذیب نفوس و پرورش معنوی وجود انسان است. منتهی وقتی که انسان به لحاظ معنوی رشد کند، فضائل معنوی در او تعالی پیدا کند و عاشق خدا و خلق خدا باشد، این امر در همه رفتارهای انسان تأثیرگذار خواهد بود و آدمی را به سمت نیکی ها و نیکویی ها سوق خواهد داد.  از این جهت عرفان در سیاست و مدریت چه در سطح خرد و چه در سطح کلان جهانی می تواند تأثیرگذار باشد. این چیزی است که عرفان ادعای آن را دارد؛ اما اینکه خود عرفان ادعای طرحی داشته باشد برای اداره جامعه و جایگزین علوم دیگر باشد چنین چیزی نیست.

ولایت انسان کامل جلوه و مظهر ولایت الهی است.
البته باید افزود که در عرفان اسلامی آنجا که بحث از ولی و انسان کامل می کنیم، یعنی همان کسی که هم ولایت باطنی و هم ولایت ظاهری دارد، در واقع به نحوی وارد بحث از مدیریت جهانی می شویم. ولایت انسان کامل جلوه و مظهر ولایت الاهی است. برای تحقق کامل این ولایت بر طبق وعده الاهی در واپسین دور تاریخ بدست با کفایت حجت منتظر (ع) باید در انتظار بود و برای آن زمینه سازی کرد. اما بحث ما فعلا در شرایط فعلی جهانی و وضعیت فعلی عرفان در جهان است.

عرفان به دنبال طهارت معنوی انسان است، گذشته، حال و آینده ندارد.

*پس اگر بخواهیم بگوییم عرفان چه نقشی در رویکردهای عالم مدرن دارد، چه مباحثی مطرح می‌شود؟
- برای عرفان، امروز و دیروز و جهان قدیم و جهان جدید تفاوتی نمی‌کند. عرفان از این جهت با برخی از دیگر پدیده‌ها تفاوت دارد. عرفان برای این است که انسان را به خدا نزدیک کند و در نهایت  به خدا برساند که در دین گاهی قرب به خدا، گاهی لقاء خدا یا وصول الی الله گفته می شود و عرفا از آن تعبیر به فنا می‌کنند. عرفان بدنبال طهارت معنوی انسان است که گذشته و حال و آینده ندارد و در هیچ زمانی نسبت به زمان دیگر متفاوت نیست. این برای انسان غارنشین و برای انسان دو هزار سال پیش مطرح بود، چنانکه برای انسان مدرن امروز و انسان آینده هم مطرح است. پس انسان هر جا باشد و هر تغییری در دنیایش پیش بیاید، تکنولوژی و علم پیشرفت نکند یا بکند آن نیاز معنوی سرجای خود هست. نیاز معنوی یک نیاز فراتاریخی است که مربوط به دورۀ تاریخی خاصی نیست؛ بلکه به انسان بماهو انسان مربوط است.
اما در کنار آنچه گفتیم می توان افزود که هرچه دنیا از اخلاق و معنویت و دیانت فاصله بگیرد و تفکر مادی و سکولار نفوذ بیشتری پیدا کند نیاز به طرح مباحث عرفانی بیشتر می شود. می توان ادعا کرد که امروز به دلیل اینکه ما یک خلاء و ضعف عظیم معنوی و اخلاقی در جهان احساس می‌کنیم و از سوی دیگر بشر قدرت بی سابقه‌ای برای تخریب عالم و آدم پیدا کرده است، پس عرفان امروز برای نجات بشر از مادی گرایی محض نسبت به دوره‌های دیگر ضرورت و اهمیت بیشتری دارد.

بشر مدرن خلأ معنویت را در زندگی‌اش احساس کرده است.
*اینکه در غرب این اندازه به عرفان‌های کاذب روی آوردند، از نوشتن رمان تا تولید فیلم و سریال؛ هدف اساسی چه بوده است؟ اینها تبلیغ چه اندیشه هایی است؟
-زمانی که مدرنیته مطرح شد مادی گری محوریت پیدا کرد و انسان مدرن با دین فاصله گرفت و گمانش این بود که علم و تکنولوژی می تواند نیازهای بشر را تأمین کند و مدینه فاضله آرمانی را تحقق بخشد. ولی بعد از چند قرن که انسان به علم و تکنولوژی دست یافت و قدرت بی سابقه ای در تاریخ پیدا کرد، انواع بحران‌ها در جامعه بشری ایجاد شد، از بحران معرفتی، اخلاقی و معنوی تا بحران امنیتی و زیست محیطی.  اینجا بود که بشر احساس کرد که تمام نیازش را نمی‌تواند از راه علم و تکنولوژی و اندیشه مدرن تأمین کند.  بشر مدرن خلأ معنویت و فقدان ارزشهای معنوی را در افراد و جوامع احساس کرد.  از سوی دیگر، چون بسیاری در دنیای غرب به دین پشت کردند، نمی خواهند آن نیاز معنوی را از راه دین تأمین کنند و باور ندارند که دین می تواند به آن نیاز پاسخ دهد. از این روخودشان دست به خلق راه‌هایی برای تأمین آن نیاز معنوی می زنند. به این جهت است که ما شاهد ظهور انواع گرایش های عرفانی و شبه عرفانی در دنیا هستیم. بسیاری از کسانی که این مباحث را مطرح کردند می خواهند این نیاز معنوی انسان را بدون روی آوردن به دین تأمین کنند. از این رو بازار این گونه گرایش‌ها و اندیشه‌های عرفانی یا شبه عرفانی امروز داغ شده است.

جریان عرفان‌گرایی را باید مدیریت، هدایت و تصحیح کرد.
*آیا در چنین وضعیتی باید با این جریان پیش رفت یا باید با آن مقابله کرد؟ و در این راه چه حرکتی باید انجام داد؟
به نظر من نه باید با آن پیش رفت و نه بطور مطلق مقابله کرد. به اعتقاد بنده باید این جریان را مدیریت، هدایت و تصحیح کرد و در جهت درستی قرار داد. خود اینکه بشر به این نتیجه رسیده که نیاز معنوی دارد این یک گام به جلو است. چون در یک دوره‌ای تفکر غالب بی اعتنایی و بی توجهی به معنویت و حتی انکار و نفی معنویت بود و گفته می شد که با فلسفه و علم و فناوری و همین تدابیر عادی برخواسته از تجربۀ بشری ما می توانیم جامعه ایده آل خود را بسازیم. اما پس از اینکه مدتی این مسیر را طی کرد به بن بست رسید و به انواع بحران‌ها گرفتار شد و احساس کرد که معنویت چیزی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. نفس این احساس یک قدم به جلو است که احساس نیاز به معنویت و اقرار به آن می شود.
اما بشر مادی اکنون گرفتار خطای دیگری شده است و آن اینکه گمان می کند خود می تواند این معنویت را خلق و این نیاز را تأمین کند. اینکه این معنویت سرچشمه اش چیست و کجاست نیاز به هدایت گری دارد. بنابر تفکر اسلامی باید بگوییم که این معنویت را ما از خودمان به تنهایی نمی توانیم جعل بکنیم. معنویت را باید از دین راستین جستجو کرد، چرا که معنویت حقیقی بعد باطنی و درونی دین است و هر نوع معنویتی خارج از دین بیراهه است، چنانکه معنویت های منتسب به دین هم اگر مطابق تعلیمات دینی نباشند و آمیخته با بدعت ها و انحرافات باشند ره به جایی نمی برند. نیاز معنوی انسان را باید با روی آوردن به فطرت اصیل انسانی و دین الاهی تأمین کرد. عرفان اصیل اسلامی که در چارچوب فطرت، عقل و شرع حرکت می کند بهترین راه برای پاسخ به نیاز معنوی بشر است.
*آیا می توان گفت این اندیشه ها و معنویت های نوپدید بیشتر ریشه هی های صهیونیستی دارد؟
-این گرایش های معنوی یا شبه معنوی و عرفانی خیلی متنوع است و ما نمی‌توانیم همه اینها را به یک جریان منتسب بکنیم. بسیاری از این معنویت ها ریشه در سنت های دینی کهن مثل ادیان شرقی یا مسیحی یا آئین های  سرخپوستی دارند. برخی از اینها با تلفیقی از مکاتب گوناگون شکل گرفته اند. بی شک جریان هایی هم هست که دست ساخته عمدی کسانی است  که در پی  سلطه بر جهان هستند و شکی نیست که صهیونیسم مظهر ابلیس در جهان امروز و منشأ و محور شرور است و ید طولایی در این امور دارد. برخی ازاین فرقه سازی ها هم صرفا از روی جاه طلبی بنیان گذارانشان یا به انگیزه سوء استفاده از افراد شکل گرفته اند.  اما اصل این موج برخواسته از نیاز طبیعی انسان به معنویت است. از این جهت باید گفت که اصل این توجه یک قدم به جلو و مثبت است، ولی مثل همۀ چیزهای دیگر باید آسیب شناسی و اصلاح شود و در مسیر درست خود قرار بگیرد. باید این نکته مهم راروشن کرد که نیاز معنوی انسان با این معنویت های جعلی و دست ساخته انسانی تامین نمی شود، چنانکه از راه ادیان تحریف شده یا آیین های خرافاتی هم بدست نمی آید. آب زلال و گوارای عرفان را باید از سرچشمه و منبع اصلی که وحی الهی است گرفت .


استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است

طراحي: ايرنا هاست