عرفان شیعی در گفت و گو با دکتر اشکوری

نوشته شده در مصاحبه ها

بندگی و تهذیب نفس راه دستیابی انسان به معرفت حقیقی است/ عرفان معتبر عرفانی است که در چارچوب اسلام برای ما معرفی شود. عضو هیأت علمی مؤسسه امام خمینی، با بیان اینکه انسان راه های مختلفی برای شناخت دارد گفت: از دیدگاه عرفا، تهذیب نفس و بندگی راهی است که انسان می تواند به معرفت حقیقی برسد.

 دکتر محمد فنایی اشکوری، در گفت وگو با شفقنا(پایگاه بین المللی همکاری خبری شیعه)،اظهارکرد: انسان راه های مختلفی برای معرفت و شناخت حقایق دارد، مانند حس و عقل که راه های عمومی هستند. عرفا علاوه بر حس و عقل از راه دیگری نیز بهره می برند و معرفت حقیقی را از راه شهود عرفانی بدست می آورند. آنها می گویند که انسان با تهذیب نفس و عبودیت میتواند به باطن این جهان راه یافته و به اسرار این عالم پی ببرد. عرفان همان معرفت شهودی و باطنی است که از راه تهذیب نفس و عبودیت حاصل میشود.
وی افزود: این نوع شناخت تقریبا در همه فرهنگها وجود داردو در فرهنگ اسلامی و ایرانی از ان به عرفان یا تصوف تعبیر می شود. عرفان همانند دین،پدیده ای جهانی به شمار می رود که در تمدن ها و نقاط مختلف به صورت مکتب های مختلفی ظهور کرده است. عرفان هم در ادیان الهی دیده می شود و هم در خارج از ادیان. برخی از ادیان که دارای ریشه وحیانی نیز هستند اما در طول زمان با تحریف و دگرگونی مواجه شده اند. آموزه های این گونه ادیان نیز بطور صد در صد معتبر و مورد اعتماد نیستند.
دانشیار موسسه امام خمینی (ره) با بیان اینکه دین مبین اسلام همان دین حق و دین خاتم است، تصریح کرد: عرفان معتبر و متعالی همانی است که در چاچوب اسلام برای انسان معرفی شده  است. از نظر عرفای اسلامی، دین ظاهر و باطنی دارد که عرفان باطن آن به شمار می رود. اکثر مؤمنان در حد ظاهر دین متوقف می شوند، اما اگر کسی با تلاش به باطن دین برسد،در واقع به عرفان راه یافته است.
نویسنده کتاب "شاخصه های عرفان ناب شیعی" ادامه داد: کسی به عرفان دست می یابد که از معرفت ظاهری عبور کرده باشد و بتواند بی واسطه و با چشم درون خود حقیقت را مشاهده کند. مثلا عارف در هنگام نماز صرفا در ظاهر ذکرها و انجام حرکات متوقف نمی شود، بلکه قلب و روح و جانش هم در نماز حضور دارد.

او با بیان اینکه عرفان درتمام سنتها و تمدن های جهان وجود دارد، گفت:عرفان بر دو نوع است، عرفان متصل به وحی که ریشه در ادیان الهی دارد، مانند عرفان ادیان ابراهیمی همچون یهودیت، مسیحیت و اسلام و نوع دوم مکتب هایی مانند هندوئیسم و بودیسم  که ریشه در وحی و کتاب مقدس نازل شده از سوی خدا ندارند، اما حاصل تجربه های باطنی عرفای آن سرزمین بوده اند.
فنایی اشکوری با بیان اینکه عرفان به دو دسته دینی و غیر دینی تقسیم می شود، تصریح کرد: منظور از عرفان دینی عرفانی است که متصل به وحی باشد؛ مثلا اسلام کتابی به نام قرآن دارد و همراه با آن دارای تعلیمات قابل فهم برای همه است. گر چه انسان با خواندن قرآن از تعلیمات ظاهری دین آگاه می شود، اما تعلیمات باطنی دین جز از راه تهذیب نفس و طهارت روح و آنگاه تأمل در کلام خدا حاصل نمی شود.

مؤلف کتاب "نیایش عارفان" در ادامه افزود: انسان هر قدر از لحاظ فکری و علمی نیرومند باشد نمی تواند به آن حقایق باطنی راه پیداکند، مگر از راه طهارت روح و تهذیب نفس، چرا که راه تحصیل آن با علوم ظاهری متفاوت است.
در نیابد این سخن را هیچ فهم ظاهری 
گر ابونصرستی و گر بوعلی سیناستی
مکتب هایی مانند هندو و بودا مدعی نیستند که یک پیغمبری همراه با کتاب از سوی خدا آمده و آن تعالیم را آورده است؛ بنابراین دین آنها دین وحیانی نیست، بلکه عده ای از آدمهای مقدسی بودند که از راه تهذیب نفس و ریاضت به  مقامی  رسیدند، نه از راه تعلیمات دینی که خدا نازل کرده بلکه از راه ریاضت وتمرین هایی که خودشان اعتقادداشتند.
وی با اشاره به تقسیم بندی عرفان به شرقی وغربی عنوان کرد: مکتب  هندو و بودا مبتنی بر تجربه های باطنی عرفای آن سرزمین بوده، اما هر یک از عرفان های اسلامی، مسیحی و یهود ریشه در دین داشته و از کتاب مقدس اسلام، مسیحیت و یهود سرچشمه می گیرد. اما دسته ای دیگر از عرفان ها هستند که به هیچ مکتبی وابسته نیستند، به عنوان مثال افلوطین که در قرن سوم میلادی زندگی می کرد دین خاصی نداشت، اما موحد و خدا پرست بود و از راه تهذیب نفس  به معارفی عرفانی رسیده بود. این از آن جهت است که انسان دارای فطرت الهی است؛ حتی اگر پیام انبیا هم به او نرسد می تواند از راه عقل و فطرت تاحدی راه قرب را طی کند. اما این راه ها بدون بهره گیری از وحی نبوی ناقص هستند.

در کنار نظام ها و مکتب های عرفانی یاد شده،  پدیده هایی در دنیای امروز در حال گسترش است و در گذشته نیز تا حدودی وجود داشته که به آن شبه عرفان (pseudo mysticism) یا عرفان های دروغین می گوییم. در این گونه گرایش ها  فقط ادعای عرفان می شود و هیچ نوع تهذیب نفس و ریاضتی صورت نگرفته و شخص به هیچ معرفت باطنی دست پیدا نکرده است. متأسفانه بازار این گونه عرفان نماهای قلابی امروزه خیلی پر رونق است.

عضو هیات علمی مؤسسه امام خمینی تصریح کرد: در هر نظام عرفانی بالغ هم عرفان عملی داریم هم عرفان نظری. عرفان نظری تصویری از عالم و آدم به ما ارائه می دهد. مثلا در عرفان نظری اسلامی، حقیقت هستی خدا است و انسان خلیفه الله است. این عرفان نظری است که به شما جهان بینی و تصویری از انسان، جهان و خدا ارائه میدهد. اما عرفان عملی یعنی راه و رسم زندگی عارفانه که منتهی به آن معرفت شهودی می شود. عرفان عملی راه و رسم تهذیب نفس و سیرو سلوک است. در عرفان عملی اسلامی باید عارف مراحلی را طی کند. عطار میگه که باید هفت مرحله را طی کند، خواجه عبدالله انصاری  صد میدان را مطرح می کند و بعضی از هزار منزل سخن گفته اند.

او در ادامه گفت:در بسیاری از متون عرفانی ما فرقی بین عرفان و تصوف نبوده و این دو لفظ را معادل یکدیگر تلقی میکردند، اما به تدریج برخی بدعت ها در فرقه های تصوف به وجود آمد و باورها و آداب و ریاضت هایی که مورد قبول دین اسلام نبود و یا حتی نهی شده بود در آنها راه یافت که موجب بدبینی متشرعان نسبت به تصوف شد. برخی از این باورها برگرفته از فرهنگ های دیگر مثل هندویسم و بودیسم و مسیحیت بودند. مثل اینکه مرید باید از یک پیر و مرشد به طور مطلق پیروی کند و تسلیم اراده او باشد، یا اعتقاد به اینکه  اگر جسم انسان در رنج و عذاب باشد روح او تقویت می شود و از این رو به ریاضت های سخت رو می آورند. همه اینها مواردی بود که از خارج از فرهنگ اسلامی در  فرقه های صوفی نفوذ کرد و در نهایت مورد طرد علما واقع شد.
فنایی اشکوری در ادامه خاطرنشان كرد: بندگي خدا تکلیف اساسی انسان و تنها راه رسیدن به کمال حقیقی است؛ خداوند مي فرمايد: « ما انسان ها راآفریدیم برای اینکه خدا را عبادت کنند.» يا در آیات مختلف قران آمده است که  «پیامبران را نازل کردیم برای اینکه خداوند را بندگی کنید و از شیطان دوری گزينيد». در واقع راه کمال انسان بندگی و عبودیت است. اما عبودیت مراحلی دارد كه  حداقل‌هاي آن را همه باید رعايت كنند.
وي افزود: عرفان مراحل بالای عبودیت را طرح می کند که البته رسیدن به آن برای همه الزامی نیست. اما دین همه را به درک آن تشویق کرده است. به عنوان مثال انسان مجبور به ذكر دائمي خداوند نيست، اما دین انسان را تشویق کرده تا براي به کمال رسيدن دائما به یاد خدا بوده، تهذیب نفس كند و دلبستگی به دنیا نداشته باشد.
 عضو هیأت علمی مؤسسه امام خمینی در پايان تصريح كرد:از آنجا كه انسان ها  به طور طبیعی و فطری گرایش به عرفان دارند، عرفان يك نیاز معنوی و طبیعی است؛ اما در برخي از اوقات كساني به فرقه ها و افرادي جذب می شوند  که بهره ای از عرفان نبرده و به دنبال جاه طلبی هستند. نسل جوان امروز باید با چشم و گوشي باز مراقب باشد و در دام های شیادان که بنام عرفان و معنویت برای آنها گسترده اند نیفد. باید توجه داشته باشند که عرفان راستین را در خارج از دین جستجو نکنند، چرا كه در بیرون از دین عرفاني وجود ندارد. عرفان واقعی و معنویت راستین را باید در قرآن، سنت پیغمبر و سیره و آموزه های ائمه معصومین جستجو کرد.
انتهای پیام

 

استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است

طراحي: ايرنا هاست